تبلیغات
سکوت مستانه
سکوت مستانه

مدیر وبلاگ : مست ساکت

مناجات معشوق

چهارشنبه 10 فروردین 1390  ساعت: 07:40 ب.ظ



" مناجات معشوق "



بین جان و جهانم همه آن عشق پری شد

در حسرت رویش همه عمرم سپری شد



هر روز به رهش لاله و سنبل بنشانم

شاید که کرم کرده و بر من نظری شد



دلدار بداند که منم عاشق و شیدا

شاعر بشوم تا که ز عشقم خبری شد



دوش رفتم و دیدم که به میخانه نشسته

از جام لبانش همه عالم شکری شد



با گوش شنیدم که بسی ذکر خدا گفت

چون سجده بکردی شب عاشق قمری شد



من نیز به آن سجده گهش سجده نمودم

تا آنکه شبم رفت و نمازم سحری شد



از جام شرابش به منم باده بنوشاند

چون مست شدم ساغر مستانه تری شد




نوشته شده توسط:مست ساکت

ویرایش:--

اغراق نگویم که تویی .....

چهارشنبه 10 فروردین 1390  ساعت: 07:38 ب.ظ



" خانه ی دلدار "



در شهر خدا جز گل نسرین نروید

در وصف رخش شاعر قهّار بگوید



هر کس که دلش عاشق آن روی پری شد

دیوانه شود ، جز رَهِ میخانه نجوید



ما نیز به میخانه رویم در پِیِ رویش

عاشق بجزآن خانه خمّار نپوید



چون خانه ی دلدارپراز شعروسرور است

ساکن شود آنجا و دل خویش بشوید



ای یار! تو از گلشن زیبای خدایی

دیدم که ملک هم گل زیبای تو بوید


نوشته شده توسط:مست ساکت

ویرایش:--

برای ......

چهارشنبه 10 فروردین 1390  ساعت: 07:37 ب.ظ




" قاصد مهر "



دلدار من آن ، قاصد مهر است به هرجا

از بوی خوشش پر شده این دامن صحرا



در پیش رخش، ماه شب چارخجل گشت

از موی کمندش چه بگویم ، شب یلدا



صد حور و ملک بر سر او شانه کشیده

فردوس برین از قدمش گشته مصفّا



من عاشق آن چشم سیاه و خم ابروی نگارم

در سینه دلش را بنگر ، گوهر دریا



در پای قدش ، سرو بلند سجده نموده

از لعل لبش ، میکده ها گشته مهیّا



چون ناز کند، ساقی میخانه بگردد

از جام شرابش بدمد روح مسیحا



من ساکت مستم ، به تمنای وصالش

یا رب ! بنما کعبه ی دل را تو معلا


نوشته شده توسط:مست ساکت

ویرایش:--

عید زیارت

چهارشنبه 10 فروردین 1390  ساعت: 07:27 ب.ظ



" میخانه ی ثامن "



من زائر آن شاه جهانم به خدا

نامش همه شب ورد زبانم به خدا



در مشهد او حور و ملک گرد طوافند

در میکده اش مست نهانم به خدا



تا گوشه ی میخانه ی ثامن بنشستم

شیدا شده از جام عیانم به خدا



هر کس به طلب بر در آن خانه نشسته

من عاشق و چون اشک روانم به خدا



یارب ! تو بشو ضامن من پیش نگاهش

چون صید همان بند گرانم به خدا



جانا ! به منِ شاعر درویش نظری کن

در موسم گل ، برگ خزانم به خدا



در بند " رضا " گشتم و شادم به غلامی

یک عاشق بی نام و نشانم به خدا


نوشته شده توسط:مست ساکت

ویرایش:--

عشق من عیدی یادت نره

چهارشنبه 10 فروردین 1390  ساعت: 07:26 ب.ظ

" عیدی عاشقانه "



چون بوی تو و سوسن و نسرین به هوا شد

دیوانه ی تو سوی تو با عشق و رضا شد



ای یار! به عیدانه برعشقم نظری کن

من در طلب چشم تو، رویم به خدا شد


نوشته شده توسط:مست ساکت

ویرایش:--

" هفت سین "

چهارشنبه 10 فروردین 1390  ساعت: 07:26 ب.ظ

عید آمد و عشق آمد و هنگام بهارست

این عاشق شیدا بنگر مست و خمارست



دلبر سر آن سفره هفت سین نشسته

آن سفره پر از بوی خوش عطر نگارست


نوشته شده توسط:مست ساکت

ویرایش:--

نوروز

چهارشنبه 10 فروردین 1390  ساعت: 07:25 ب.ظ

نوروز که شد یک گل نسرین به چمن شد

عید آمد و از بوی خوشش مشک ختن شد



آن بلبل شیدا به لبش بوسه ی مستانه نهاده

عاشق ز رخش مست و غزل خوان وطن شد


نوشته شده توسط:مست ساکت

ویرایش:--

آرشیو

آخرین پستها

نویسندگان

لینکستان

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

جستجو